پدیدارشناسی تجربی معنای مرگ؛ بررسی موردی زنان شهر مشهد

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار جامعه‌شناسی دانشگاه فردوسی مشهد

2 عضو گروه پژوهشی جهاد دانشگاهی مشهد

چکیده

اندیشیدن به مرگ و نتایج ناشی از آن بخشی از دغدغه‌های جاری زندگی بشر است و انسان به‌دلیل میل ذاتی به‌تداوم زندگی همواره درصدد به حاشیه راندن مرگ بوده‌است. از آنجا که مرگ، تجربه برگشت‌ناپدیری است آدمی تنها از طریق مشاهده مرگ دیگران می‌تواند به مرگ نزدیک شده و معنای آن را با تکیه بر نظام‌های عقیدتی که مرگ را توجیه‌ می‌کند، دریابد. تحلیل پدیدارشناختی تجارب ذهنی‌ای که هشت مشارکت‌کننده زن در مشهد از مرگ داشتند، نشان داد که اولاً در تجربه‌های ذهنی مرگ سه موضوع مرکزی یا معنائی با عناوین «تصویر مرگ»، «مرگ مطلوب» و «پذیرش مرگ» نهفته است. ثانیاً از مهم‌ترین وجوه اشتراک تجارب ذهنی مرگ، پذیرش مرگ، عقیده به دنیای پس از مرگ، فکر مرگ، ترس از مرگ و تمایل به عمر طولانی و از مهم‌ترین وجوه افتراق تجارب ذهنی مرگ، اختلاف تصویر مرگ (تفاوت در انتخاب زمان، مکان و نوع مردن) است. ثالثاً بارزترین تمایز موجود در مجموعه تصورات از مرگ، تحت تأثیر فهم‌های مذهبی است و خانواده در ایجاد چنین فهمی دخالت اساسی دارد و افراد با توجه به زمینه اجتماعی خانوادگی و به‌تبع آن نحوه اجتماعی شدن، تصاویر متفاوتی از مرگ دارند.

کلیدواژه‌ها