فرهنگ سازمانی دانشگاه و ازخودبیگانگی تحصیلی دانشجویان: نقش واسطه‌ای اهداف تسلط

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد دانشگاه تبریز

2 دانشجوی دکتری روان‌شناسی تربیتی دانشگاه تبریز

3 دانشیار دانشگاه تبریز

4 دانشجوی دکترای روان‌شناسی تربیتی دانشگاه تهران

چکیده

ازخودبیگانگی حالت انزوا از یک گروه یا فعالیتی است که انتظار می‌رود فرد در حالت عادی با آن گروه احساس همبستگی نموده یا با آن فعالیت درگیر شود. ازخودبیگانگی تحصیلی باعث می‌شود دانشجویان کمترین مشارکت را در فرآیندهای سازمانی داشته باشند و این امر باعث محروم شدن و جدا ماندن آنها از گروه یادگیران در جامعه دانش محور امروز می‌شود. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه فرهنگ سازمانی دانشگاه با ازخودبیگانگی تحصیلی دانشجویان، با توجه به نقش واسطه‌ای اهداف تسلط در قالب الگوی علّی است. نظریه اهداف پیشرفت بیان می‌کند که هر چقدر عوامل محیطی مانند فرهنگ سازمانی از آزادی عمل فرد حمایت کنند، این فرد اهداف تسلط را در خود شکل داده و ازخودبیگانگی تحصیلی کمتری را تجربه خواهد نمود. برای آزمون مدل نظری از طریق روش مدل‌یابی معادلات ساختاری، 357 نفر از دانشجویان دوره کارشناسی ارشد دانشگاه تبریز با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شده و به پرسشنامه‌های ازخودبیگانگی تحصیلی، اهداف تسلط و ابعاد فرهنگی هافستد پاسخ دادند. نتایج آزمون مدل نظری نشان داد که اهداف تسلط اثر منفی بر ازخودبیگانگی تحصیلی دارد. ابعاد فرهنگ سازمانی (ابهام‌گریزی، جمع‌گرایی و فاصله قدرت) نیز اثر منفی بر اهداف تسلط دارند. اما اثر مردانگی معنی‌دار نبود. به‌طور کلی یافته‌های مطالعه حاضر نشان دادند اگر فرهنگ سازمانی دانشگاه از خودمختاری دانشجویان حمایت کند، آنها ازخودبیگانگی تحصیلی کمتری را تجربه خواهند کرد.

کلیدواژه‌ها