معنای مرز در روابط بین فردی برای ایرانیان: پژوهشی با روش تحلیل تناظر

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه روانشناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه شهیدبهشتی

2 کارشناس ارشد روانشناسی دانشگاه شهیدبهشتی

3 دکتری تخصصی روانشناسی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه شهیدبهشتی

4 دکتری تخصصی روانشناسی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه خوارزمی

5 کارشناس ارشد روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد

چکیده

مرز به معنای معیاری روان‌شناختی است که از یکپارچگی یک فرد یا گروه محافظت می‌کند و به فرد یا گروه کمک می‌کند محدودیت‌های واقع‌بینانه‌ای برای مشارکت در یک رابطه یا فعالیت تعیین کنند. وجود مرزهای واضح برای سلامت جسم و روان انسان ضروری است. مفهوم مرز تا حد زیادی تحت تأثیر بافت فرهنگی است و برای افراد متفاوت می‌تواند معانی متفاوتی را تداعی کند. بنابراین می‌توان انتظار داشت که افراد درک متفاوتی از آن در هر بافت فرهنگی داشته باشند. مقاله حاضر با این سؤال آغاز می‌گردد که ساختار معنایی و مفهوم مرز برای ایرانیان چگونه است؟ در مرحله اول تعداد 289 نفر از طریق پاسخدهی اینترنتی به یک سؤال در پژوهش شرکت کردند. از آنها خواسته شد براساس تکلیف تولید واژگان تداعی‌شده، حداقل 10 کلمه که در رابطه با مفهوم «مرز در روابط بین فردی» به ذهنشان خطور می‌کند را ارائه کنند. پس از استخراج 10 واژه پرتداعی، در مرحله دوم از 195 شرکت‌کننده خواسته شد تا بر اساس تکلیف مشابهت قضاوت‌شده، میزان ارتباط بین 10 واژه مذکور را به شکل دو به دو مشخص کنند. نتایج تحلیل تناظر نشان داد که کلمات مذکور با در نظر گرفتن دو بعد «اهمیت رابطه» و «سهولت ابراز خود» قابل تبیین‌اند. بدین‌ترتیب چهار وضعیت در روابط بر اساس تغییرات دو بعد مذکور قابل فرض است. به‌نظر می‌رسد که در فرهنگ ایرانی دارا بودن مرز و حریم خصوصی حقی محسوب می‌شود که در هر رابطه، فرد دارای جایگاه بالاتر نسبت به دیگری دارا می‌باشد.

کلیدواژه‌ها