انقلاب آکادمیک دوم و ظهور دانشگاه کارآفرین؛ خوانش واقع‌گرایانه ظرفیت‌ها و محدویت‌های الگوی دانشگاه کارآفرین به‌مثابه موتور نوآوری

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری دانشگاه شهید بهشتی تهران

2 دانشیار دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه شهید بهشتی

3 دانشیار مؤسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی

4 دانشیار دانشگاه شهید بهشتی

چکیده

در 40 سال اخیر دسته‌ای از تحولات اقتصادی و فنّاوری در عرصه جهانی به‌همراه برخی رویدادهای سیاسی و امنیتی خاص، افزون بر اینکه حاکمیت گفتمان اقتصادی را بر سیاست‌های آموزش عالی و پژوهش تقویت نموده، تلقی خاصی از مأموریت دانشگاه مبنی بر مشارکت مستقیم در نوآوری و توسعه اقتصادی به‌وجود آورده است. در این‌راستا برخی از نظریات درخصوص الگوی دانشگاه، از جمله الگوی دانشگاه کارآفرین به‌دلیل تمرکز بر تجاری‌سازی دانش، کارآفرینی دانشگاهی و توسعه نوآوری منطقه‌ای، توجهات گسترده‌تر دولت‌ها و سیاست‌گذاران در داخل و خارج را به‌دنبال خود داشته است. اما در پژوهش‌های داخلی مرتبط، به‌ندرت چیستی ایده دانشگاه کارآفرین و محدودیت‌ها و ظرفیت‌های آن به‌صورت محققانه بررسی شده است. از این‌رو پژوهش حاضر با هدف ارائه شناختی دقیق‌تر از چیستی ایده دانشگاه کارآفرین، عوامل مؤثر در پیدایش آن و پیامدهای مترتب بر توسعه آن، زمینه را برای بررسی واقع‌گرایانه ظرفیت‌ها و محدودیت‌های این الگو فراهم می‌کند و از این طریق سعی می‌نماید سیاست‌گذاری عالمانه آموزش عالی را در مواجهه با الگوی دانشگاه کارآفرین تسهیل کند. برای این‌منظور مجموعه منتخبی از مقالات مرجع و مؤثر مرتبط با الگوی دانشگاه کارآفرین، طی چهار مرحله تحلیل مضمون شده است. نتایج این تحلیل مطابق با شبکه مضامین به‌دست آمده نشان می‌دهد انقلاب آکادمیک دوم مضمون فراگیری است که در این الگو چیستی و فازهای توسعه آن به همراه پیشران‌ها و عوامل شکل‌گیری و نیز پیامدهای مترتب بر آن تبیین شده است. در پایان با قرار دادن این نتایج در بستر پیشینه پژوهشی گسترده‌تر نقش دانشگاه در نوآوری، محدودیت‌های اصلی این الگو شناسایی و بحث شده است. به‌گونه‌ای که دلالت‌های نظریه دانشگاه کارآفرین درخصوص پیشران‌های تحول مأموریتی دانشگاه، بیشترین سازگاری را با شواهد و نتایج حاصل از دیگر پژوهش‌ها دارد، اما سایر دلالت‌های این نظریه، از جمله فراگیری انقلاب آکادمیک دوم و فازها و پیامدهای آن با محدودیت‌های متعددی مواجه می‌باشد در مجموع، این بررسی حکایت از زمینه‌های امکانی محدود و نیز مطلوبیت محدود الگوی دانشگاه کارآفرین دارد، به‌گونه‌ای که تعابیری مانند انقلاب آکادمیک دوم و نسل سوم دانشگاه‌ها اغراق‌آمیز و خلاف واقع به‌نظر می‎آید.

کلیدواژه‌ها